جبرئيل همراه هفتاد هزار فرشته پس از نمازظهر نزدم آمد و گفت : . . . اي محمّد ! هرکس با جماعت بودن را دوست داشته باشد، خداوند و همه فرشتگان دوستش خواهند داشت . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]
براي آنکه هنوز منتظر است . . .
   1   2   3      >
   [آرشيو شده ها]

يا رحمان


 


اللهم اکشف هذه الغمه عن هذه الامه بحضوره . . .


 


. . . و قولک الحق . . .


همين برايمان کافي است . . .



محمد رضا شيري (صادق) ::: شنبه 26/5/1387::: ساعت 7:7 عصر

به نام خدا


 نوشتن بعضي وقتها مثل نوشيدن چايي است  . . .


***


ماه شعبان رسيد . . .


مبارک باشد . . .


آيا مي شود چون فطرس  . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


 


***


 


محمد حسين ديشب برايم اس ام اس زد: نانوا هم جوش ِ شيرين مي زند، بيچاره فرهاد . . .



محمد رضا شيري (صادق) ::: دوشنبه 14/5/1387::: ساعت 8:16 صبح

بسم ا... الرحمن الرحيم


السلام عليک الصديقه الشهيده


***

آمده بودم خيلي چيزها بنويسم ...

از کوتاهي و غيبت اين چند وقته . . .

از کارهاي عقب مانده . . .

از عمر بر باد داده . . .

هنوز زود است . . .

ولي آمديم . . .


محمد رضا شيري (صادق) ::: شنبه 18/3/1387::: ساعت 3:50 صبح

سفر به تانزانیا -1

پیش نویس:

این متن آماده شده بود ولی چون ناواردی ما با سیستم جدید پارسی بلاگ بود شرمنده که کمی دیر آماده شد . . .

ان شاء ا... که دیگه تکرار نمی شه . . .

***

شاید بد نباشد موضوع رفتن به تانزانیا را از آنجا آغاز کنم که چطور شد تانزانیا . . .

راستش، یکی دو سال پیش در کلاس آزاد آقای دکتر ساعی که استاد جهان سوم است شرکت می کردم. استادی که به قول یکی از دانشجویان دهه 1370 اش، دارای عقاید چپ سوسیالیستی است. دکتر ساعی چند کتاب در حوزه جهان سوم و مسایل آن دارد که انتشارات های مختلف و معتبر مثل سمت آنها را چاپ کرده اند و تقریبا به عنوان مرجع و Reference  اصلی بحث جهان سوم شناخته می شود.

درآن کلاس، دکتر ساعی سعی می کرد با اشاره به سابقه جهان سوم وارد بحث شود. آن موقع ها چیز زیادی دستگیرم نشد و موضوع ماند تا زمانی که سال گذشته فیلم سینمایی  درباره آفریقا و کشور روآندا دیدم . . .

(اسم فیلم را به جهت جلوگیری از خشونت نمی برم ولی اگرکسی خواست  می گویم.)

در این فیلم نکات جالبی از روآندا کشوری در شرق آفریقا- به تصویر کشیده شده بود. باور کردن اینکه در یک نقطه دنیا 800 هزار نفر سلاخی شوند و این موضوع در 1994 باشد خیلی سنگین بود. زمان دوری نبود، زمانی که در همین عصر در آمریکا کلینتون روی کار بود. اینکه گفتم کلینتون برای این بود که بگویم چقدر این موضوع نزدیک است. هرچند در همان دوران در بوسنی و هرزگوین هم سلاخی به مراتب بدتری وجود داشت.

سیاسی نباید حرف زد ولی رجوع کنید به تفاوت تعریف جنگ از نگاه جمهوریخواهان و دموکراتها در آمریکا . . . هر دو جنگ سالارند . . .

بگذریم، دیدن فیلم سخت بود. نیروهای حافظ صلح سازمان ملل وظیفه محافظت و خروج خارجی ها را داشتند و بس . . .

بعد از این فیلم بود که به دنبال فیلم های  مستند و سینمایی و مدارک در این زمینه رفتم و کتاب « جهان سوم: و مسایل آن» اثر دکتر ساعی را مجددا دوره کردم . . .

دکتر ساعی درباره مساله جهان سوم تعریفی را در مقدمه کتاب می آورد که تناقضات جالب توجهی را نشان می دهد:

« با همه وجوه مشترک، تفاوت این کشورها با یکدیگر نیز بسیار بالاست، مثلا درباره سوابق استعماری این کشورها باید توجه داشت بین کشورهایی که ده ها سال به صورت کلنی (مستعمره مستقیم) اداره می شدند ( آفریقا، آمریکای لاتین، آسیای جنوبی) با کشورهایی که تحت نفوذ سیاسی و اقتصادی قدرتهای استعماری بودند ( خاورمیانه) تفاوت زیادی وجودی وجود دارد.

درباره سطح رشد اقتصادی و درآمد سرانه این کشورها نیز می توان شاهد طیفی بود که از چند هزار دلار در برخی از آنها شروع و تا کمتر از صد دلار در برخی ادامه می یابد. همینطور سطح صنعتی شدن، میزان فقر و گرسنگی نیز می توان شبیه طیف ذکر شده را شاهد بود.

تفاوت در عرصه های اجتماعی نیز کمتر از حوزه اقتصادی نیست. در برخی از این کشورها بخش اعظم جمعیت در روستاها ساکن هستند در حالیکه در برخی دیگر عمده جمعیت دچار شهرنشینی شده اند.

در برخی ساختار قبیله ای- عشیره ای غالب است و در برخی ساختار اجتماعی کهنه فرو ریخته است.

در حوزه سیاسی تفاوتهای زیادی به چشم می خورد. اشکال سنتی نظیر سلطنت و شیخوخیت تا انواع جدیدتر حکومت که جمهوری و پارلمانی است. در برخی احزاب و گروههای سیاسی مشارکت دارند و در برخی حکومت مطلقه فردی یا گروهی است که جایی برای فعالیت احزاب نمی گذارد و حتی انتخابات عمومی برگزار نمی شود.

و . . . ( رجوع شود به کتاب مسایل سیاسی- اقتصادی جهان سوم، دکتر احمد ساعی- انتشارات سمت)»

 

بهار 86، در نشست اردویی مسافرت بچه های مفید  وقتی با هم بحث جهان سوم را داشتیم اشکالات تعریف جهان سوم بیشتر بروز کرد . . .

جهان سوم یعنی کجا؟ چگونه است؟ ویژگی های مشترک جهان سوم چیست . . ؟

اصلا ما جهان سوم را خرد شده تر می توانیم ببینیم . . ؟

این ویژگی ها عمومی اند یا  خاص هم می شوند .. ؟

با نگاه به نکات طرح شده کلا مساله پیچیده ای رقم خورده بود. یه عالمه کشور که اصلا با هم سنخیتی هم نداشتند. در آفریقا وضع بدتر بود. لیبریا، روآندا، بروندی، کنگو دموکراتیک( زییر سابق)، سودان، الجزایر، سومالی، اریتره و تعداد دیگری از کشورهای آفریقایی درهمین دهه گذشته و حتی تاکنون در جنگ بوده اند. زمانی که خیلی دیر و دور نیست. مگر نه اینکه جنگ دیگر چیز مذمومی است. . ؟

ظاهرا نیست . . .

از آن مهمتر این است  که کشورها برای رسیدن به جهان اولی باید ظاهرا بنا به تعریف اروپاییان- اول نابود شوند و بعد شروع به توسعه کنند. دنیای مدرن حاضر نیست کسی را بدون خون و خونریزی بالا ببرد.

حالا شما حساب کنید که این دنیای مدرن حاضر است تا به ما مفت مفت دانش فنی بدهد . . ؟

قابل اعتماد هست . . ؟

در مساله هسته ای یا مثلا پزشکی یا حتی خودروسازی به ما چه می دهد . . .؟

خودمان را مسخره نکنیم، هیچکس در دنیای مدرن مجانی کار نمی کند و این یکی از مصادیق فساد است . . .

آیا انسان حاضر است در مقابل جان کسی در مقابل گرفتن پول کمک کند . . ؟

دنیا، دنیا است . . .

***

جمع بندی این داده ها حقایق تلخ تری را نشان می داد که به سابقه استعماری کشورهای اروپایی در منطقه برمی
گشت.

در اواخر سال گذشته (1385) در صحبت با برخی از همکاران در خبرگزاری بحث از اوگاندا به میان آمد و حکومت  ایدی امین در دهه 1970 که پس از تبعید در عربستان مرد .

 ایدی امین ( برخی عیدی امین تلفظ می کنند) در دوران حکومت خود کارهای عجیبی انجام داد که سالها بحث بود . . .

اوگاندا در دوران استعماری زیر مجموعه انگلیس بود و نام دریاچه ویکتوریا را که درجنوب این کشور است را هم شنیده اید.

با بررسی بیشتر معلوم شد که آقای هاشمی رفسنجانی در سال 1374 در قالب تیم اقتصادی- سیاسی سفر به اوگاندا داشته است و اتفاقا اوگاندا در ایران سفارتخانه دارد.

در اوگاندا علاوه بر سواحیلی ، انگلیسی صحبت می شود و می شود با این زبان تته پته ای ما وارد شد . . .

هزینه ها هم بالا نیست . . .

از همه مهمتر وقتی با سفارت اوگاندا تماس گرفتم و رایزن فرهنگی آنها استقبال کرد، که به به چه خوب شد شما آمدید و اصلا ما می خواستیم شما بیایید . . .( آره جان خودم!)

قرار شد برویم . . .

راستش ما به هر کس گفتیم تحویل نگرفت . . . یکی می گفت امنیت کمه، یکی می گفت چرا اروپا نه، یکی می گفت بریم برا محیط زیست و حیات وحش، یکی که عصبانیم کرد گفت بریم دبی ( نکه دبی بد باشه ها ولی ربط نداشت، طرف حسابهای ما را ببینید.)

خدا خیرش بدهد محمد رضا مقدم را . . . شاید تنها کسی بود که یه نمه پایه بود . . . یکی هم دبیر سرویس داخلی خبرگزاری که اونم دلیل خاص خودش را داشت . . .

کارها انجام شد و قرار شد با گرفتن اطلاعات از سفارت و اینترنت  مقدمات کار انجام شود.

یکی از بستگان هم نکته ای یادآوری کرد که یکی از بچه ها که اسمش علی است و همدیگر را میشناختیم در شرکتی در شرق آفریقا مشغول است.

به طور خلاصه بگویم که شرق آفریقا شامل سه کشور کنیا، تانزانیا و اوگاندا است که اخیرا روآندا و بروندی هم به این حلقه پیوسته اند.

تماس با علی نکاتی را مشخص ساخت. توضیح داد که برای اینکار حداقل باید 20 روز زمان بگذاری . . .

اوههههه ( بعدا خواهم گفت که چه جوری کم آوردیم) نکته اش این بود که ما فقط 10 روز مرخصی می توانستیم بگیریم . . .

قرار شد برا اینکه بشه بیشتر مطلب جمع کرد یه سفر به تانزانیا هم داشته باشیم و از تانزانیا شروع کنیم.

3 روز در تانزانیا باشیم، بعد به سمت شمال غرب کشور، طرف اوگاندا برویم. پس از ورود به اوگاندا به گشت 4 روزه بپردازیم و 2 روز زمان حمل و نقل و نهایتا  روز دهم برگردیم.

چون کسی نیامد برنامه تقریبا باز بود.  ( شرمنده طولانی شد . . . )

 

***

خدا توفیق دهد از شبهای قدر بهره کافی ببریم . . .

ما را دعای خیر فرمایید که نیازمندیم . . .

التماس دعا خیر



محمد رضا شيري (صادق) ::: سه‏شنبه 10/7/1386::: ساعت 6:56 صبح

یا رب شهر رمضان
السلام علیک یا شهر الله ِ اکبر

سلام
عبادت ها قبول و نیایش ها مقبول . . .
ماه مبارک رمضان است و هرکس در وسع و توان و اندازه اش بهره می برد . . .
باشد که از غفلت -همگی- خارج شویم . . .
آیا به راستی کار می کنیم . . ؟

***

پیش نویس:

شاید کمی دیر باشد که این مطالب را می نویسم ولی دیرتر نوشتن آن می توانست بدتر باشد . . .
امروز دو هفته می شود که از تانزانیا برگشته ام و از وقتی که قصد داشتم یادداشت روزانه های آنجا را بنویسم تقریبا ده روزی می گذرد، قرار بود با شروع ماه مبارک مطالب را منتشر کنم ولی خب خستگی، شلوغی، تنبلی و . . .
لذا اگر خدا بخواهد از امروز یاداشت ها سفر به تانزانیا را روزانه داخل وبلاگ می گذارم . . .

چند نکته درباره این یادداشت ها هست که اگر قبلش آنها را گفته باشم راحت تر منظورم را رسانده ام :

1- راستش دلیل اصلی منتشر کردن یادداشت ها ( نه نوشتن آنها ) نکته ای است که باید در میان یادداشتهای روز پنجم- ششم سفر به آن اشاره کنم . بد نیست تا آن موقع دلیل این کار را دنبال کنید . . .

2- عنوان یادداشت ها، « سفر به تانزانیا » است که هر قسمت را با شماره مشخص می کنیم . . .

3- اگر قسمت باشد وبلاگ را صبح ها اول وقت به روز می کنیم . . .

4- سعی می کنم عکس های جالب برای هر نوبت بگذارم . . . دیگه اینکه اگر دیدید عکس تو وبلاگ نبود به خاطر مشکل فنی و کمبود امکانات ماست . . .

5- مشتاقانه منتظر نظرات شما هستم . . .

***

ا... این سفرنامه را از صبح 15 ماه مبارک رمضان به میمنت میلاد سبط اکبر، جان پیمبر و کریم اهل بیت امام حسن (ع) را داخل وبلاگ می گذارم . . .

ما را دعای خیر فرمایید که دست ما کوتاه و . . .

محمد رضا شيري (صادق) ::: چهارشنبه 4/7/1386::: ساعت 7:46 صبح

يا رب العليم


سلام


 


تانزانيا را اگر بخواهم مفصل تعريف کنم مي شود براي بعد . . .


همه کشورهاي دنيا در اين منطقه به ظاهر کوچک وارد شده اند . . .


از هند تا آمريکا...


از چين و نروژ و هلند تا آلمان و ژاپن و ...


و ما ايراني ها که سالها در اين کشور بوديم، سابقه 150 ساله داريم . . .


داستان بوسني و افغانستان و عراق را دارند برامون شروع ...


همه آمده اند و کار مي کنند و از دولت اينجا امتياز مي گيرند . . .


به تيتر نگاه کنيد و خوب چند بار براي خودتان تکرار کنيد . . .


تهران به وقت چهل سال پيش . . .


اون زمان هم ما همچنين وضعي داشتيم و ديگران زيادي در کشور بودند . . .


اينجا در تمام نقاط پايتخت دارند کارخانه يا واحد صنعتي مي زنند . . .


تهران چهل سال پيش هم همينطوري بود . . .


جاده قديم و مخصوص کرج، انتهاي اتوبان رسالت نرسيده به جاده رودهن، رباط کريم و تازه جا که پيدا نکرديم رفتيم پشت اونا شهرک زديم . . .


کاشکي اينها يک نگاه به ما مي کردند . . .


کاشکي ما يک نگاه به آنها بکنيم . . .


***


پينوشت:


1- اينجا مي خواستم زياد مطلب بنويسم ولي چه کنم که صفحه کليدم فارسي نيست و کمي سخت است . . .


2- 2 تا وبلاگ خوب دارم ولي آدرسش همراهم نيست به موقعش لينکشان را مي رنم . . .


3- التماس دعاي خير


 


 



محمد رضا شيري (صادق) ::: سه‏شنبه 13/6/1386::: ساعت 2:19 صبح

يا رحمان و يا رحيم


چرا ما را جهان سوم مي نامند . . ؟


جهان سوم کجاست . . ؟


فرق در چيست . . ؟


آيا جهان سومي شدن دايمي است . . ؟


***


اينجا تانزانيا . . .


فرق ها بيشتر از يک يادداشت است . . .


همراه شويد . . .


 


 



محمد رضا شيري (صادق) ::: دوشنبه 12/6/1386::: ساعت 12:26 صبح

بسم رب العالمين


ما کيستيم . . ؟


چه مي کنيم . . ؟


چه کسي ما را فرا خوانده است . . ؟


باز مي پرسم : ما کيستيم . . ؟


***


اخبار خارجي اين روزها خيلي پر سرعت در حال حرکت است . . .


انتخابات فرانسه برگزار شد، دو نماينده که اتفاقا هر دو تا حدودي موافق سياست هاي ايران امروز نيستند(شدت ديدگاههاي آنها متفاوت است) به مرحله بعد سعود پيدا کردند . . .


پيشنهاد مي کنم نگاهي به ديدگاهاي آنها نسبت به ايران بيندازيد . . .


اجلاس شرم الشيخ مصر (که درباره امنيت عراق است) در راه است . . . اينقدر عضو در آن قرار است شرکت کند که نقش ايران کمرنگ شود . . .


دنياست ديگر . . .


نکته ديگر اين است:


يلتسين مرد . . .


نمي دانم چرا مرگ او اينقدر مرا متاثر کرده است . . . شايد به خاطر اينکه کسي که يک امپراطوري را نابود کرد خيلي زود از اين دنيا رفت . . .


(اين روزها حوصله چک کردن سايت ها را ندارم ولي بازتاب درباره او مطلبي زده بود که حيفم مي آيد آن را نخوانيد . . .


براي ديدن آن مي توانيد اينجا را کليلک کنيد . . .)


يلتسين کسي بود که اعتبار يک نظام بي دين را شکست و در عوض بدترش، لاييک را براي روسيه برد . . .


مافياي قدرت، قاچاق از اسلحه تا آدم، بي بند و باري، فحشا، ذلت و آخرش عصيان چيزي بود که در روسيه پديد آمد . . .


قطب رفيق بازي دنيا، مردم و توده بازي، حکومت کارگران و دهقانان، نوشته هاي چخوف- گورکي- تولستوي- داسايفسکي- شلوخف و . . . چقدر زود پس از انتصاب او فراموش شد . . .


شايد هم سوخت . . .


مي بيني! 


چه کسي فکر مي کرد کسي که از ناراحتي قلبي مشکل دارد و خيلي هم شناخته شده نبود اين همه کار بکند . . .


 


***


نگرانم . . .


هراسناک . . .


اندوهگين و بي قرار . . .


مضطرب  . . .


آشفته از اين بي قراري . . .


***


دنيا به کدام سو مي رود . . ؟


ما کيستيم . . ؟


اين المفر . . ؟


 


(پانوشت: گفتم با هر نوشته يک لينک جديد مي گذارم . . . ببينيد . . .)


 



محمد رضا شيري (صادق) ::: جمعه 7/2/1386::: ساعت 11:8 عصر

بسم ا... الرحمن الرحيم


سلام


براي سال جديد آمديم . . .


يک ماه دير رسيديم ولي اينجورها هم نبود که نخواهيم بياييم . . .


داشتم وبلاگ خواني مي کردم . . .


از اين به بعد هر نوبت که يادداشت بنويسم يک وبلاگ جديد هم کنار صفحه اضافه مي کنم . . .


مي داني:  


               بازي ها پيچيده تر شده اند . . .


کاش مثل سابق بود . . .



محمد رضا شيري (صادق) ::: جمعه 31/1/1386::: ساعت 4:31 عصر

بسم ا... تارحمن الرحيم


سلام  . . .


اينجا جاي همه شما خالي است . . .


ولايت قريب و عزيز و غريب سوريه . . .


ديار مظلوميت و آغاز رسالت عظيم پس از عاشورا . . .


آن سان که نوح (ع) کشتي اش فرود آمد تاريخ بشر صفر شد و رسالت از نو آغاز شد . . .


و آنگاه که (امام) حسين (ع) شهيد شد تاريخ دين صفر شد و از نو اسلام آغاز شد منتهي با اين فرق که اين بار بايد سياهي ها دوده مي شد و رذالت ها پاک مي شد و  چه کسي چنين بايد مي کرد . . ؟


. . . و چه سختي هاي که حضرت امام سجاد (ع) و خانم حضرت زينب (س) نکشيدند . . .


 . . . آري اينچنين شد که دين زنده ماند . . .


 


 


 



محمد رضا شيري (صادق) ::: سه‏شنبه 22/12/1385::: ساعت 1:21 صبح

   1   2   3      >
   [آرشيو شده ها]

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 4
بازديد ديروز: 12
کل بازديد :6773

>> درباره خودم <<
براي آنکه هنوز منتظر است  . . .
محمد رضا شيري (صادق)[46]
به نام خدا آدم، بايد صادق باشد . . . ايراني بايد ايراني باشد . . . مي خواهم يک صادق ايراني باشم . . . شرطش اين است که آدم باشم . . .

>>آرشيو شده ها<<

>>لوگوي وبلاگ من<<
براي آنکه هنوز منتظر است  . . .

>>لينک دوستان<<

>>لوگوي دوستان<<



>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<